تبليغاتX
عشق

عشق

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 18:27 توسط شهلا |


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 18:22 توسط شهلا |


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 18:18 توسط شهلا |


کسی دیگر نمی کوبد
در این خانه ی متروک ویران را

کسی دیگر نمی پرسد
چرا تنهای تنهایم

و من چون شمع میسوزم
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

و من گریان و نالانم
و من تنهای تنهایم

درون کلبه ی خاموش خویش
اما کسی حال من غمگین نمی پرسد

و من دریای پر اشکم
که توفانی به دل دارم

درون سینه ی پر جوش خویش
اما کسی حال من تنها نمی پرسد

و من چون تک درخت زرد پاییزم
که هر دم با نسیمی میشود

برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 20:22 توسط شهلا |


واسه اين چشاي خيس باروني
اومدي يه روزي سايه بون شدي
دستاي سرد منو گرفتي و
واسه من پناهي مهربون شدي

اومدي نزاشتي تا دل بميره
توي لحظه هاي بي هم نفسي
تو ي غربتي كه اندازه نداشت
در دل شباي سرد بي كسي

سهم عاشقونه ي دلم شدي
بهترين نصيبم از ترا نه ها
اي هواي چشم تو پريدني!
بهترين بهونه ي بهونه ها!

روزي از كوچه ي من گذشتي و
دل من چشم تو رو نفس كشيد
تا بفهمم اصل ماجرا چيه
دل ديونه ام از قفس پريد

حالا من موندم و يك سبد غزل
واسه لحظه ي قشنگ ما شدن
واسه موسم دوباره ديدنت
توي آسمون تو رها شدن

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 19:55 توسط شهلا |


+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 9:0 توسط شهلا |


ای که هوای من شده ای

دم زدن از تو حیات من است

مرا بی تو زندگی نیست

سرنوشت نیست

سرگذشت نیست...

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 22:36 توسط شهلا |


به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

 

و به مجنون و به  لیلا  شدنش  می ارزد

 

دفتر  قلب  مرا  وا  کن  و  نامی  بنویس

 

سند عشق به امضاء شدنش می ارزد

 

گر چه  من تجربه ای از  نرسیدن  هایم

 

کوشش رود  به  دریا  شدنش  می ارزد

 

کیستم ؟.........آتش  سردی  که  هنوز

 

حتم دارد که به احیاء شدنش  می ارزد

 

با دو دست  تو فرو  ریختن دم  به  دمم

 

به همان لحظه ی بر پا شدنش می ارزد

 

دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد

 

نگهش دار  به  موسی شدنش می ارزد

 

سالها گر چه  که  در  پیله  بماند  غزلم

 

صبر  این کرم  به زیبا  شدنش می ارزد.......

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 21:46 توسط شهلا |


گل خوشگلم. عزیزتر از جونم. سجاد نازنینم.به خدا هنوز هم دوستت دارم. بیشتر از دیروز کمتر از فردا.

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 0:3 توسط شهلا


 

قاصدک غم دارم

غم آوارگی و در به دری

غم تنهایی و خونین جگری

قاصدک وای به من ، همه از خویش مرا می رانند

همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند

مادر من غم هاست

مهد وگهواره من ماتم هاست

قاصدک در یابم ! روح من عصیان زده و طوفانیست

آسمان نگهم بارانیست

قاصدک ، غم دارم

غم به اندازه سنگینی عالم دارم

قاصدک غم دارم

غم من صحرا هاست

افق تیره او ناپیداست

قاصدک ، دیگر از این پس منم و تنهایی

و به تنهایی خود در هوس عیسایی

و به عیسایی خود منتظر معجزهای غوغایی

قاصدک حال گریزش دارم

می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست

پستی و مستی و بد مستی نیست

می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست

!!شاید آن نیز فقط یک رویاست

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 21:42 توسط شهلا |