|
عشق |
|
|
گل خوشگلم. عزیزتر از جونم. سجاد نازنینم.به خدا هنوز هم دوستت دارم. بیشتر از دیروز کمتر از فردا.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 0:3 توسط شهلا
قاصدک غم دارم غم آوارگی و در به دری غم تنهایی و خونین جگری قاصدک وای به من ، همه از خویش مرا می رانند همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند مادر من غم هاست مهد وگهواره من ماتم هاست قاصدک در یابم ! روح من عصیان زده و طوفانیست آسمان نگهم بارانیست قاصدک ، غم دارم غم به اندازه سنگینی عالم دارم قاصدک غم دارم غم من صحرا هاست افق تیره او ناپیداست قاصدک ، دیگر از این پس منم و تنهایی و به تنهایی خود در هوس عیسایی و به عیسایی خود منتظر معجزهای غوغایی قاصدک حال گریزش دارم می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست پستی و مستی و بد مستی نیست می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست !!شاید آن نیز فقط یک رویاست
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 21:42 توسط شهلا |
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گوید : دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست...
اما حیف این تازه اول یک زندگیست...
زندگی چیزیست شبیه یک حباب..
عشق آبادیه زیبایی در سراب...
فاصله با آرزو های ما چه کرد...
کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 18:54 توسط شهلا |
امروز تولد عزیزمه. همونی که رفت و تنهام گذاشت. همونی که بی وفا بود. همونی که هنوز عاشقانه دوسش دارم و نمیتونم فراموشش کنم. همونی که هنوز چشم انتظارشم.
عزیزم برای تولدت یه جشن کوچولو گرفتم. نوازنده ها و خواننده ها مشغولن. ببین اینا چه قشنگ میرقصن یه کیک قشنگ هم برات گرفتم بیا شمعهای کیک تولدت را فوت کن حالا نوبت میرسه به کادوها عزیزم با اینکه ازم دوری اما برات جشن تولد گرفتم توی این جشن جای خودت خالیه جشن تمام شد ولی تو نیومدی دلم برات تنگ شده کاش میتونستم حتی برای یه لحظه ببینمت
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 21:5 توسط شهلا |
دوستان عزیزم سلام. از همه شما که برام نظر گذاشتید ممنونم. و از همه کسانی که برام نظر نذاشتن و فقط بیننده بودن گله دارم. مگه یه خط نظر دادن چقدر از وقتتونو میگیره. همون یه خط باعث خوشحالی و دلگرمی من میشه. پس نظر یادتون نره
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 20:1 توسط شهلا
هم ترانه یاد من باش!بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری مهتاب. عاشقانه یاد من باش
اگه باشی با نگاهت.میشه از حادثه رد شد
میشه تو آتیش عشقت.گر گرفتن بلد شد
اگه دوری.اگه نیستی.نفس فریاد من باش
تا ابد تا ته دنیا.تا همیشه یاد من باش...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 21:26 توسط شهلا |

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که صبر کن و گوش به من دار
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خو بیست ولی
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آنوقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 21:6 توسط شهلا |

وقتی تو رو یادم میاد میمیرم و زنده می شم
خوب می دونی که بعد تو عاشق هیچکس نمی شم
بعضی شبها یادم میاد یه روز بودی کنار من
حالا تو رفتی و شکست این دل بی قرار من
حالا تو رفتی منم چشم انتظارت می مونم
تا عمر دارم برای تو شعرهای غمگین می خونم
بعضی شبها ستاره ها بهم می گن میاد یه روز
دل سیاه و بی کسم تا اون بیاد به پاش بسوز
بعضی روزا دلم می گه هنوز منو دوستم داری
چشمای خیسم تا ابد باید از دوریش بباری
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 20:46 توسط شهلا |

وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی
حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی
به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی
رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه
فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی
خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی
حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم
امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم
حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو
فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو
حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی
حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی
حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات
به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات
وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری
تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری
حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره
حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره
حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر
امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر
حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی
بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی
حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی
رو دست مجنون بزنی ، با غصه هاهمخونه شی
حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن
دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس تسلامد بدن
حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن
کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن
حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت
وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری
دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری
حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه
به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه
حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی
غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی
حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ
عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ
حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی
پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی
حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن
پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن
وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی
نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 20:34 توسط شهلا |

هنوز نتونستم فراموشت کنم اما به این جمله اعتقاد دارم که :
از دل برود هر انکه از دیده رود.
پس میدونم دیر یا زود فراموشت میکنم چون دیگه امیدی به دیدنت ندارم.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 19:52 توسط شهلا |
| ||||||